Loading...

اطلاعات تماس

 شیراز، خیابان لطفعلی‌‌خان زند، چهارراه مشیر، چاپ پرواز

پشتیبانی
07132308657
09304302927
ارتباط پیامکی  
10009173169411

 

  

 

آمار

  • تعداد کالا: 299
  • بازدید امروز: 786
  • بازدید دیروز: 709
  • بازدید کل: 1787805

گپ خودمانی استاد فرانسیس گروسیان

 استاد فرانسیس گروسیان


برای من این فرصت بزرگ فراهم شد تا برای مدت های مدیدی حداقل در سه کشور از جمله آمریکا و سوئیس و فرانسه به عنوان محقق در خصوص دوزبانگی به کار و زندگی بپردازم. در این فرصت چیزهای زیادی در مورد موضوع مورد علاقه ام یاد گرفتم. در این کشورها به این حقیقت پی بردم که مردم تصورات غلطی در خصوص دوزبانگی و مردم دوزبانه دارند و از سوی دیگر، نگرش های هر کشور نسبت به مقوله ی دوزبانگی مختص همان کشور است.

در میان تصورات غلط موجود، می توان بدین اشاره کرد در دید اکثر مردم، دوزبانگی یک پدیده ی نادر می باشد. اما در حقیقت، چنین بر آورد می شود که نیم بیشتری از جمعیت جهان دو زبانه هستند. به عبارتی از دو زبان و یا بیشتر در زندگی روزمره ی خود استفاده می کنند. دوزبانگی در سر تا سر دنیا و در تمام سطوح جامعه و در تمام گروه های سنی دیده می شود. تصور غلط و رایج دیگر در این است که دو زبانه ها دانش برابری از زبان های آموخته ی خود دارند. اما در حقیقت، دانش دوزبانه ها از زبان های خود در سطحی است که بدان نیاز دارند و اکثر افراد تنها به یکی از این زبان ها تسلط کامل دارند.

همچنین افسانه ای قدیمی وجود دارد که طبق آن باور عمومی بر این است که افراد دوزبانه در حقیقت فاقد داشتن لهجه در زبان های مختلف یادگرفته می باشند و در واقع آن ها مترجم های عالی هستند. این افسانه به دور از واقعیت است. داشتن لهجه و یا نداشتن آن به دوزبانه بودن ربطی ندارد و دوزبانه ها اغلب در ترجمه ی زبان های خاص با مشکلاتی روبرو می شوند.

از این رو این تصور غلطی است که تمام دو زبانه ها، دوفرهنگه می باشند (چرا که آن ها نیستند) و این که آن ها دارای شخصیت های دوگانه هستند (من خودم به عنوان یک شخص دوزبانه و با اطمینان می توانم بگویم که چنین چیزی وجود ندارد).





آنچه که در خصوص کودکان مطرح است، وجود نگرانی های بسیار و تصورات غلطی می باشد که در همه جا وجود دارد. اولین مورد این است که دوزبانگی، فراگیری زبان را در کودکان به تاخیر می اندازد. در اوایل قرن گذشته، این تصور در بین افراد رایج بود، اما در خصوص تاثیر دوزبانگی در فراگیری زبان هیچ مدرک و شواهدی در دست نمی باشد. میزان فراگیری زبان این کودکان با میزان فراگیری کودکان تک زبانه کاملا برابری می کند.







همیشه نوعی ترس وجود دارد که کودکانی که دوزبانه بزرگ می شوند، همیشه زبان های خود را باهم قاتی می کنند. در حقیقت، آن ها خود را با موقعیتی که در آن هستند، وفق می دهند. زمانی که آن ها در موقعیت های تک زبانه با هم تعامل می کنند (برای مثال با مادر بزرگی که به زبان های دیگر صحبت نمی کند)، به طور تک زبانه پاسخ می دهند؛ در صورتی که با دیگر تک زبانه ها باشند، آن ها کد زبانی را به خوبی تغییر می دهند. در نهایت، نوعی نگرانی وجود دارد که دوزبانگی، تاثیر منفی در رشد شناختی کودکان دوزبانه دارد. تحقیقات اخیر عکس این موضوع را نشان می دهد؛ کودکان دوزبانه معمولا در برخی از کارهای شناختی خاص بهتر از کودکان تک زبانه عمل می کنند.

جدای از این سو تفاهم های رایج در خصوص دوزبانگی، نگرش های خاصی وجود دارد که مختص کشورها و مناطق مختلف در سرتا سر جهان می باشد. برای مثال در اروپا، مردم دیدگاه مطلوبی نسبت به دوزبانگی دارند، اما استانداردهای بالایی را برای شخصی که بایستی دوزبانه باشد، در نظر می گیرند. این استانداردها عبارتند از داشتن دانش کافی در زبان های خود، عدم داشتن لهجه در آن ها، و حتی در برخی از کشورها بزرگ شدن در هر دو زبان و یا زبان هایی است که یاد گرفته اند. با چنین درجه بندی هایی، تعداد معدودی از افراد، خود را دوزبانه می دانند، اگرچه که برای مثال در سوئیس، اکثر ساکنان به دو یا چند زبان آگاهی دارند و از آن ها در زندگی روزمره ی خود استفاده می کنند.

در مورد آمریکا چطور؟ اینار هوگن، پیش قدم در مطالعات دوزبانگی، ادعا می کند که آمریکا در مقایسه با سایر کشورهای جهان، به احتمال زیاد موطن بسیاری از دوزبانه ها بوده است. دوزبانگی در آمریکا متفاوت می باشد،  ترکیب زبان انگلیسی با زبان بومی آمریکایی، زبان های مستعمراتی قدیمی، زبان های درون کوچی اخیر و غیره.



گفته می شود که این امر در هیچ زمانی چندان هم گسترده نبوده است. در حال حاضر، تنها 17 درصد از کل جمعیت در مقایسه با درصدهای بسیار بالای سایر کشورهای جهان، دوزبانه هستند. دلیل آن این است که این نوع دوزبانگی در این کشور، اساسا کوتاه مدت و موقت می باشند. برای نسل های آمریکایی، دوزبانگی تنها دوره ی بسیار کوتاهی را در بر می گیرد و به یک یا دو نسل، بین تک زبانگی در زبان اقلیت و تک زبانگی در زبان انگلیسی، محدود می شود.

تحملی که آمریکا در طول قرن ها نسبت به زبان های اقلیت از خود نشان داده است، یکپارچگی زبانی متکلمان آن را به همراه داشته است. ناتان گلازر، به عنوان یک جامعه شناس، چنین می نویسد که زبان اقلیت ها "در فضای آزاد  تقلیل می رود، در حالی که این زبان ها به طور آشکار، تحت گوناگونی موجود در اروپا جلوه گر می شوند."

زمانی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری، باراک اوباما اعلام کرد که کودکان بایستی به بیش از یک زبان صحبت کنند، او به احتمال زیاد به تناقضی اشاره می کرد که یک شخص می تواند در این کشور مشاهده کند: از یک سو زبان های سر تا سر جهان که به آمریکا آورده می شوند، چندان دوام ندارند و رو به زوال می روند. و از سوی دیگر، تنها تعداد کمی از این زبان ها در مدارس و برای تعداد واقعا معدودی از دانش آموزان و برای مدت زمان بسیار کوتاهی تدریس می شوند. منبع ملی_به عبارتی دانش یک کشور از زبان های موجود در جهان_کنار گذاشته می شود و حفظ نمی شود.

بهتر است دو زبانگی را با ندانستن زبان انگلیسی و غیرآمریکایی بودن هم ارز ندانیم. دو زبانگی به معنی دانستن و استفاده کردن از حداقل دو یا چند زبان می باشد، که یکی از این زبان ها، زبان انگلیسی آمریکا می باشد. دو زبانگی این امکان را برای شما فراهم می کند تا با افراد مختلف در تعامل باشید و از این رو، می توانید فرهنگ های مختلف را کشف کنید، در نتیجه باعث می شود چشم انداز متفاوتی نسبت به جهان داشته باشید. دو زبانگی فرصت های شغلی شما را افزایش می دهد و این یک دارایی بزرگ در تجارت و بازرگانی محسوب می شود. همچنین دوزبانگی این امکان را به شما می دهد تا بین مردمی که دارای زبان های مختلف هستند، در امور تجاری وساطت کنید.

دو زبانگی یک پربار سازی شخصی است و در واقع پاسپورت ورود به فرهنگ های دیگر می باشد. اگر بار دیگر نظری به سخنان باراک اوباما بیاندازیم، دوزبانگی به شما این امکان را می دهد تا به هنگام تعامل با شخصی دیگر از زبانی دیگر، عبارتی بیشتر از “merci beaucoup”  را که معادل "خیلی متشکرم" است، بیان کنید. یک شخص هرگز به خاطر دانستن چندین زبان افسوس نمی خورد، ولی همیشه به خاطر عدم داشتن اطلاعات کافی در زبان ها افسوس می خورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات